متن سخنرانی دکتر شکوهی معاون دفتر آموزش ابتدایی وزارت در همایش ارزشیابی توصیفی
آنچه در مبانی نظری روش های نوین سنجش و ارزشیابی به ویژه در دوره ابتدایی مد نظر است این است که سنجش و ارزشیابی برای بچه های ما برهم زننده ی تعادل و آرامش و آسودگی آن ها نباشد.هیچ معلمی را نمی توان پیدا کرد که یکی از کارهای او سنجش و ارزشیابی نباشد . سنجش و ارزشیابی دانش آموز یک عملکرد دیرینه و تاریخی به قدمت شکل گیری نظام آموزش و پرورش به شکل نهادی و رسمی می باشد .آن چیزی که در مورد ارزشیابی تغییر یافته است همان چیزی است که متناسب با زمان تغییر یافته است . در گذشته معلم مطلبی را تدریس می کرد و در یک زمان خارج از تدریس اقدام به سنجش می کرد که آیا دانش آموز به آنچه که مورد نظر معلم ، کتاب درسی و اهداف آن پایه و دوره بوده رسیده است یا نه . اگر به هدف رسیده بود کارش را ادامه می داد و اگر نرسیده بود با آن شیوه هایی که در آن زمان مرسوم بود با دانش آموزان برخورد می کرد . یا تنبیه می کرد ، یا بعنوان دانش آموز تنبل معرفی کرد ، یا تجدید و یا مردود می کرد . آنجه در نفس سنجش و ارزشیابی وجود دارد همچنان به قوت خود باقی مانده است .چیزی که امروزه علمای تعلیم و تربیت و معلمان با تجربه می گویند سنجش و ارزشیابی دانش آموز ، همان سنجش و ارزشیابی عملکرد خود معلم است. چون دانش آموز محصول تلاش و نتیجه معلم است . وقتی دانش آموز را ارزشیابی می کنیم در واقع محصول خودمان را مورد سنجش و ارزشیابی قرار می دهیم که آیا به خودمان احسن بگوییم یا نه .سنجش و ارزشیابی دانش آموز خودش هدف نیست . هدف این است که معلم بداند که آیا دانش آموزش به آنچه که باید دست پیدا می کرد ، دست پیدا کرده است یا نه . اگر دست پیدا نکرده است سهم هر کدام از ما چیست ؟
ارزشیابی کیفی و توصیفی 90 درصدش این است که ما باور پیدا کنیم دانش آموزان ما ممکن است در عدم موفقیت خود سهم داشته باشند ولی ممکن است عدم موفقیت آن ها ناشی از سایر عوامل باشد . پس چرا ما باید دانش آموز را فقط مستحق دریافت یا عدم دریافت نمره بدانیم . مستحق توبیخ وتنبیه بدانیم . مستحق تجدید یا مردودی بدانیم .معلمان عزیز همانطوریکه نگاهشان به تدریس ، دانش آموز و به مدیریت کلاس تغییر یافته است و از مدیریت منسوخ سی سال گذشته برای آموزش و برنامه ریزی کلاس استفاده نمی کنند ، باید نگاهشان به سنجش و ارزشیابی دانش آموز نیز تغییر پیدا کند . اگر معلمی فقط نگاهش تغییر پیدا کرد که من می سنجم فقط دانش آموزم را بشناسم ، می سنجم که توانمندی او را بشناسم ، می سنجم که ضعف های او را درک کنم . می سنجم که به او کمک کنم ،می سنجم که ضعف های خودم را برطرف سازم ، می سنجم تا به او کمک کنم تا بهتر یاد بگیرد . 90 درصد معلمانی که این کار را می کنند ارزشیابی کیفی و توصیفی را انجام می دهند .ارزشیابی کیفی و توصیفی فقط روشی برای نوشتن و پر کردن کاغذ و فرم نیست بلکه نوعی نگاه است . وقتی که دانش آموز پاسخ می دهد ارزشیابی می شود . اگر معلم به موردی برسد که لازم است عملکرد او را در دفترش ثبت کند ، ثبت می کند . اگر به ذهن معلم برسد که ضرورتی برای این کار وجود ندارد ، ثبت نمی کند . اگر معلم به جایی برسد که بگوید بچه ها من امروز می خواهم یک آزمون از شما بگیرم ، آن آزمون را هر کجا که تشخیص بدهد می گیرد و نتیجه آن را در دفتر و یا هر جایی که معلم صلاح می داند ثبت می کند تا بتواند در قضاوت های نهایی خود از آن استفاده کند .ارزشیابی چه توصیفی ، کیفی و چه کمی ، چه سنتی و یا نوین باشد مجموعه کارها و مراحل یکسان دارد . مهم این است که ما آن مراحل را با چه تفکری انجام دهیم . در ارزشیابی گذشته هدف این بود که پی ببریم آیا دانش آموز یاد گرفته است یا نه ؟ و مداخله مورد نظر خود را با آن دانش آموز تعیین می کردیم . در حال حاضر هدفمان این است که دانش آموز را می سنجیم تا کمکش کنیم راهی را که قرار است خودش طی کند ، چگونه طی کند . در شیوه های گذشته هم ما اطلاعاتی مانند دیدن ، نمونه کار ، تکالیف و آزمون را از دانش آموزان جمع آوری می کردیم ولی ممکن بود بطور منسجم و منظم در جایی ثبت نمی کردیم البته الان هم ضرورتی به ثبت همه آن ها وجود ندارد .درارزشیابی فعلی هم به یک سری ابزارهایی نیاز داریم که مثل گذشته هیچ فرقی نکرده است . فقط تاکید این است که از این ابزارها هدفمند استفاده کنیم .وقتی ابزارهای مختلفی برای معلمان معرفی می شود معنی آن این نیست که یک معلم از همه ابزارها در یک زمان واحد و حتی تا پایان سال حتما باید از آن ها استفاده کند . ممکن است معلمی پیدا شود که تا پایان سال به برخی از آن ابزارها نیازی نداشته باشد. این ابزارها معرفی شده است که اگر معلمی در جایی احساس کرد آن ابزارها را هم در اختیار داشته باشد . مثلا در بحث واقعه نگاری ، هر جا معلم واقعا واقعه ای را دید ، ثبت کند نه اینکه واقعه ای وجود نداشته باشد و معلم خود را ملزم بداند که یک واقعه خیالی و ذهنی برای خودش درست کرده و ثبت کند . ممکن است که معلمی 30 تا دانش آموز داشته باشد و تا پایان سال برای یک دانش آموز هم نیازی به نوشتن یک واقعه نداشته باشد.در بخش مشاهده بعضی از مهم ترین مشاهدات را ثبت می کنیم . و مهم بودن را خودمان تشخیص می دهیم . مهم بودن یعنی اینکه احساس کنیم که اطلاع از آن مشاهده در قضاوت مان نسبت به دانش آموز به ما کمک خواهد کرد . ممکن است آن موضوع مورد مشاهده یک نکته قوت باشد یا یک نکته ضعف . ما این مشاهدات را ثبت می کنیم تا بعدها با مراجعه به آن سند مکتوب درباره ی دانش آموز قضاوت کنیم و لازم نیست این ثبت مشاهدات برای تمام دانش آموزان اتفاق بیفتد . مثلا دانش آموزی که بطور عادی به سوالات شفاهی توضیح می دهد می دهد در ذهن ما می ماند که این دانش آموز در چه سطحی از توانایی قرار دارد ولی جایی که مثلا یک دانش آموز پایه چهارم در درس تاریخ در مورد یک سوال تحلیلی به صورت تحلیلی عمیق جواب بدهد ، سریع در یک جمله کوتاه در دفتر فرایند یاددهی و یادگیری می نویسیم که ( به سوالات به شکل تحلیلی عمیق پاسخ داد . با ذکر تاریخ )در بحث آزمون که یکی دیگر از ابزارها می باشد در مواقع لزوم ما تعدادی سوالات هدفمند متناسب با اهداف یادگیری دروس و اهداف پایه از قبل در دست داشته باشیم و هر جا که ضرورت دانستیم به دانش آموزان می دهیم تا به سوالات پاسخ دهند. تفاوت آن ها با آزمون های قبلی در این است که در گذشته زمان مشخصی اعلام می کردیم ولی الان نیاز به زمان مشخص نداریم . هر جا که معلم احساس کند این آزمون ها را در اختیار دانش آموز قرار می دهد تا پاسخ دهند . در آزمون های قبلی زمان و بارم می دادیم ولی در آزمون های فعلی زمان و بارم نمی دهیم چون از نظر ما باید همه آن سوالات را بلد باشد . تفاوت اصلی در آزمون های قبلی و فعلی در شیوه ی اجرای آن هاست .
این وبلاگ با همکاری گروههای آموزشی ابتدایی شهرستان رودان جهت ارائه محتوای آموزشی مورد نیاز همکاران، اطلاع رسانی درباره فعالیت های گروهها وارائه شیوه ها وبحث پیرامون دروس این مقطع راه اندازی شده است .پیشنهادات وانتقادات سازنده شما همکاران وخوانندگان عزیز ما را در بالا بردن کیفیت این وبلاگ یاری خواهد کرد. در ضمن همکاران محترم می توانند مطالب خود را به گروه های آموزشی ارجاع داده تا به نام خود آن ها در وبلاگ درج شود.