مرتب کردن جمله ها وتقویت املا

در کتاب بنویسیم جمله هایی در هم ریخته وجود دارد که دانش آموزان باید آنها را مرتب کرده وجمله ای صحیح بسازند اکثر دانش آموزان در این مورد دچار مشکل می شوند

برای حل این مشکل می توان جمله را به شکل کارتی در آورد وهر کلمه را بر روی یک کارت نوشت

از گروهها می خواهیم که که هر کسی جای کلمه خودش را در جمله پیدا کرده وبا هم فکری هم جمله ای صحیح درست کنند سپس از دیگر دانش آموزان می خواهیم جمله صحیح را بخوانند

از این روش برای املای آموزشی نیز می توان استفاده کرد به این ترتیب که جمله های کلیدی درس وجملاتی که ارزش املایی دارند را از درس جدا کرده ومانند روش فوق با دانش آموزان تمرین می کنیم

می توان از  دانش آموزان خواست که جمله را به خاطر بسپارند وسپس از آن ها می خواهیم آن را در دفتر خود ثبت کنند

روش تدريس قرآن اول ابتدايي

 

اهداف جزئي آموزش قرآن كريم در پايه اول ابتدايي

دانش آموز در پايان سال تحصيلي، توانايي هاي زير را كسب مي كند:

الف) حيطه دانش و اطلاعات

1- قرآن را سخن خداوند متعال و قابل احترام مي داند.

2- با بعضي از آداب خواندن قرآن مانند پاكي و پاكيزگي آشنا مي شود.

3- با بعضي از سخنان خداوند و داستان هاي قرآن آشنا مي شود.

4- مي داند كه خواند قرآن و كاراهاي ديگر را بايد با «بسم الله» شروع كند.

5- حروف و حركات ناخوانا را كه به صورت توخالي نوشته شده است، مي شناسد.

ب) حيطه مهارت و عمل

1- با گوش دادن به آيات قرآن مي تواند هفت سوره كوچك را شبيه نوار آموزشي بخواند.

2- داستان هاي كتاب را از روي تصاوير بازگو مي كند.

3- هنگام خواندن و شنيدن قرآن به طور نسبي مؤدب است.

4- قرآن را تميز و پاكيزه نگه مي دارد.

ج) حيطه عاطفي و گرايشي

1- به شنيدن قرائت زيباي قرآن علاقه نشان مي دهد.

2- دوست دارد قرآن را زيبا بخواند.

3- علاقه مند است سوره هاي قرآن را حفظ كند.

4- دوست دارد قرآن را پاكيزه نگه دارد و به آن احترام گذارد.

5- شركت در جلسات و برنامه هاي قرآني را دوست دارد.

روش آموزش سوره هاي قرآن

به استثناي روزي كه يك ساعت كامل اختصاص به قرآن دارد يك روز يك جمله از نوار پخش شده و دانش آموزان به صورت دسته جمعي مي خوانند و در روز بعد ارزشيابي صورت مي گيرد.بدين ترتيب اين كار به صورت يك روز آموزش و يك روز پرسش خواهد بود. تا آموزش سوره كامل شود.

در روز هاي پرسش ، ابتدا ، از دانش آموزان بخواهيد جمله ها را به طور دسته جمعي بخوانند ، سپس كلاس را به دو يا سه دسته تقسيم كنيد و از هر گروه سوال كنيد . آن گاه از سه يا چهار دانش آموز كه روي يك نيمكت نشسته اند سوال كنيد و در نهايت از چند نفر نيز به صورت انفرادي پرسش نماييد. در پرسش انفرادي بهتر است به ترتيب، از افراد داوطلب، افراد قوي تر، افراد ضعيف و افراد كم رو سوال كنيد.

روش تدريس داستان ها

  در زنگ خاص قرآن، پس از تمرين سوره هفته داستان ها را به كمك تصاوير كتاب براي دانش آموزان تعريف مي كنيم. در بيان داستان ها بايد به نكات زير توجه داشته باشيد:

1- داستان هاي هر درس ، با پرسش و پاسخ از دانش آموزان و فعال كردن آن ها بيان مي شود و دانش آموزان پس از شنيدن اولين داستان با دو شخصيت علي و زهرا آشنا مي شوند و مي توانند آموزگار را در تعريف داستان ها ياري كنند بدين وسيله مهارت سخن گفتن كه از اهداف مهم درس فارسي است، در درس قرآن نيز تقويت مي شود.

2- به دليل محدوديت صفحات كتاب، براي هر داستان تنها چند تصوير در كتاب دانش آموزان ترسيم شده است، آموزگار مي تواند با توجه به ويژگي هاي دانش آموزان، ضمن توجه به پيام و هدف اصلي داستان در كم و زياد كردن آن – البته غير از داستان هاي نقل شده از قرآن كريم- از خلاقيت خويش نيز بهره گيرد.

در ارزشيابي از داستان هاي كتاب ، آموزگار پيش از بيان داستان جديد، ميزان يادگيري داستان قبلي را با يادآوري و پرسش ارزشيابي مي كند و از دانش آموزان مي خواهد كه داستان را تعريف كنند.

روش آموزش روخواني كلمات و عبارات قرآن

در زنگ  خاص قرآن پس از جمع خواني و يادآوري سوره هفته ، روخواني عبارات قرآن آموزش داده مي شود. در درس هايي كه علاوه بر روخواني كلمات قرآن ، داستان نيز دارد، پس از آموزش روخواني كلمات، داستان به روشي كه بيان شد براي دانش آموزان تعريف مي شود.

در آموزش روخواني بايد به نكات زير توجه داشته باشيد:

1- هر درس روخواني قرآن ، بايد حداقل يك هفته پس از آموزش صامت يا مصوت جديد در درس فارسي، تدريس شود.

2- براي اين كه بچه ها مهارت بيشتري در روخواني كلمات و عبارات قرآن كسب كنند ضروري است تركيب صامت ها يا مصوت ها در درس فارسي بيشتر مورد تاكيد و تمرين قرار گيرد.

3- آموزش كلمات و عبارات قرآني هر درس ، ابتدا از لوحه شروع مي شود سپس از روي كتاب تمرين مي گردد. رعايت اين ترتيب براي دقت بيشتر دانش آموزان ضروري است.

4- آموزگار بدون آن كه خودش كلمه اي را بخواند، با اشاره به مصوت هاي كلمات از دانش آموزان مي خواهد كه هر كلمه را دسته جمعي و به صورت بخش بخش بخوانند.

5- در بخش هاي داراي دو صامت، آموزگار دست خود را از مصوت به سوي صامت دوم، حركت مي دهد تا دانش آموزان اين گونه بخش ها را صحيح بخوانند.

6- پس از آموزش هر لوحه در زنگ خاص قرآن، آن لوحه به مدت يك هفته ، همه روزه در زمان ده دقيقه ها ، توسط دانش آموزان يك بار جمع خواني مي شود.

7- مناسب شيوه براي خواندن كلمات آن است كه دانش آموز با ديدن هر بخش از يك كلمه همان بخش را بلند بخواند.

8- در مواردي كه دانش آموز كلمه اي را اشتباه مي خواند، آموزگار نبايد اشتباه او را تصحيح كند بلكه بايد با نشان دادن مصوت ها نظر او را جلب كند تا خود دانش آموز كلمه را صحيح بخواند.

تلخيص شده : از روش تدريس قرآن اول ابتدايي

از سایت : www.hamyari200.mihanblog.com

نمونه روش تدریس راضی دوم با استفاده از نمایش

 در اینجا به عنوان نمونه دو تا از نمایشهایی را که در آنها مفاهیم ریاضی گنجانده شده و می تواند مورد استفاده معلمین و اولیای محترم قرار گیرد ، ذکر می گردد .

 

1ـ نمایش تفریقهای با انتقال :

 

 

مانند :                             235 

 

                                     157 -

 

مردی وارد کلاس می شود : سلام ، بچه ها اسم من یکی است ، من یک خونه در جدول
( مکانی ) دارم ، آن خونه ، خونه یکی ها ست ، بچه ها من همیشه یک رقم هستم . اگر یه وقتی تعداد من زیاد بشه که به 10 برسم یا از 10 بیشتر بشم .

 

در این موقع مرد دوم وارد می شود . سلام بچه ها ، آنوقت دیگر من می آیم ، اسم من ده تایی است ، من در همسایگی یکی هستم . این همسایه من پسر من نیز هست ، بچه ها پسرم راست میگه ، وقتیکه تعدادش آنقدر بشه که به 10   یا بیشتر از 10   بشه اونوقت دیگه نمی تونه در خونه خودش جابگیرد . من میام و کمکش می کنم و آنچه را که نمی تونه نگه داره با خودم به خونه خودم میارم . خوب بچه ها من یک فرقی با پسرم دارم و اون اینکه پسرم یکی یکی زیاد می شه ولی من ده تا ده تا زیاد می شوم . از طرفی شبیه به اون هم هستم اگر تعداد من به ده یا بیشتر از ده برسد در اینصورت .

 

مرد سوم وارد می شود : سلام بچه ها ، اونوقت من می آیم ، بچه ها اسم من صدتایی است . من در همسایگی ده تایی و یکی هستم ، ده تایی پسرم است ویکی نوه ام ، در این خانواده که شما می بینید دو پدرند و دو پسر ، اما سه نفریم .

 

خوب بچه ها پسرم راست میگه ، وقتیکه تعدادش آنقدر بشه که به ده برسد یا بیشتر از ده بشه دیگه در خونه خودش جا نمی گیره ، من می آیم و کمکش می کنم و آنچه
نمی تونه نگه داره با خودم به خونه ام می آرم . راستی بچه ها تا یادم نرفته یه داستانی برایتان تعریف کنم ، یکی از روزهایی گرم تابستان ما سه نفری تصمیم گرفتیم به مسافرت برویم ، هوا خیلی گرم بود ، وقتی با هم مشورت کردیم قرار شد تا به کنار دریا برویم ، رفتیم بلیط یگیریم ، آقای بلیط فروش گفت : قیمت بلیط برای شما سه نفری 157 ریال می شه اول قرار شد که هر کدام از ما همان پولی را که مربوط به خونه ما می شه پرداخت کنیم ، لذا هر کدام از ما پولهای جیبمان را بیرون آوردیم :

 

یکی می گوید :                                   من 5 ریالی داشتم .

 

ده تایی می گوید                                  من   30 ریالی داشتم .

 

صدتایی می گوید :                                من 200 ریالی داشتم .

 

وقتی کنار هم گذاشتیم :                235 

 

آنوقت پول بلیط را زیر آن نوشتیم :     157 -

 

یکی : من نمی تونم 7 ریال رو بدم چون 5 ریال دارم .

 

ده تایی : ولی پسر جان غصه نخور ، من کمکت می کنم یک ده تایی به شما می دهم ، بیا ده ریال و حالا من هم نمی تونم 50 ریال رو بدم چون بیست ریال دارم .

 

صدتایی : غصه نخور پسرم ، من کمکت می کنم یک صدتایی به شما می دهم ، بیا این 100 ریال خوب بچه ها ما با این کمکهایی به هم کردیم تونستیم پول بلیط رو بدیم و یک ساعت بعد هم به مسافرت برویم .

 

معلم : سعی می کند با طرح سؤالهای مناسب مثلا"اینکه سه نفری چقدر پول داشتند ؟
قیمت بلیط چقدر بود ؟ چقدر دیگر کم داشتند تا پول بلیط بدست آید ؟ چگونه پول بلیط را جور کردند ؟ تدریس را ادامه می دهد و کلاس را جذاب می نماید .

 

2ـ ( نمونه تدریس ) ((فعّال))

 

نمایش جمع و تفریق متناظر :

 

عدد 5 = 7 - 12               12 = 7 + 5 

 

بچه مرشد : مرشد (( با صدای بلند ))

 

مرشد : جان مرشد ، چیه بچه مرشد (( با صدای بلند ))

 

بچه مرشد : بیا که جمع جَمعه و همه حاضرند و از این بهتر نمی شه .

 

مرشد : صبر کن با هم برویم (( با تق تق وارد کلاس می شوند ))

 

بچه مرشد : مرشد جان اگر اجازه بدهی بساط و پهن کنم و تو هم یک نمایش برای بچه ها بدهی

 

مرشد : خوب گفتی آفرین به هوشت . خوب گوش کن . نمایش بی دسلاف نمی شه اول از بچه ها بخواه تا ما را خبر کنند . بعد شروع کنیم .

 

بچه مرشد : خوب بچه ها شنیدید . حالا هر کس به قدر همتش این مرشد و
بچه مرشد رو کمک کنه .

 

دانش آموزان نشسته : چندتن حرکت می کنند و تعدادی سکه در داخل کشکول مرشد
 می اندازند که جمع تعداد سکه ها 12 تاست و سکه های زرد 7 تا و سکه های سفید5 تا خواهد بود .

 

مرشد : خوب بچه مرشد مثل اینکه کافیه برویم سر اصل موضوع . (( با نگاه در داخل کشکول می گوید )) . بچه مرشد من داخل کشکول را که نگاه کردم تعدادی از سکه ها سفید و تعدادی زرد بودند . همه را که شمردم از تعداد انگشتان دو دست تو ، دو سکه بیشتر بود .هفت تا از سکه ها زرد هستند ، می خواهم ببینم می توانی بگوئی سکه های سفید چند تا هستند .

 

بچه مرشد : فهمیدم (( در حالیکه نگاه به انگشتان دو دست و سپس نگاه به انگشتان یک دست خود میکند )) میگوید فهمیدم اما اگر اجازه بدهی من یک شعر برای بچه ها
می خوانم اگر اونا خوب گوش کنند می توانند از روی تعداد طوطی هایی که من در باغ پسته دیدم به جمع سکه ها و از اتفاقاتی که افتاده به تعداد بقیه سؤال شما پی ببرند .

 

مرشد : آفرین بچه مرشد می دونستم آبروی مرشد را حفظ می کنی . بخوان بچه مرشد .
(( با صدای بلند ))

 

رفتم به باغ پسته                                        دیدم 12 طوطی       

 

روی درخت نشسته                                       با عجله دویدم      

 

وقتی نزدیک رسیدم                                       دیدم 7 تا پریدند

 

 پرسیدم از طوطیا                                        بقیه ها چی شدند

 

گفتند وقتی دویدی                                      آنها خیلی ترسیدند      

 

                             پشت درخت پریدند

 

معلم : در این موقع از یکی از بچه ها می خواهد تا پای تابلو بیاید و تفریق مربوط به شعر را پای تخته بنویسد .                            5 = 7 - 12 

 

و سپس روبه مرشد می کند و می گوید : خوب آقا مرشد ، از شما ممنونیم ، اما از شما می خواهیم تا برای بچه های کلاس ، یک شعر بخوانید اما این شعر یک شرط دارد آنهم اینکه باید شعری را بخوانی که شکل آن جمع باشد که نظیر تفریق بچه مرشد بشود .

 

مرشد : ما هم از شما که ما را در جمع کلاس پذیرفتید تشکر می کنیم و چشم :

 

5 تـا گنجشـک خـستـه                            روی درخـت نـشـسته

 

نو کاشون ببین چه تیزه                            پاهاشون ببین چه ریزه

 

هفـت تا دیـگه رسیدند                             کنـار شـون نـشـستـند

 

با هم میخواند آب بخورند                                  بـالا بـرند تاب بخورند     
    خداکنه شکارچی هیچ کدومه نبینه                     انشاء ا... چشاش کور بشه هیچ کدومه نگیره

 

                                  12 = 7 + 5 

منبع: http://www.bkdj.persianblog.ir/