ازمطالعه دقيق معيارهای روش تدريس خوب مي‎توان اصول تدريس خوب را چنين استنتاج كرد:

1 ـ يادگيري فعال :ازجمله فرقهاي موجود ميان معلمان سنتي وپشرفته اين است كه گروه اول بيشتر روي يادگيری و گروه دوم غالباً روی يادگيرنده تأكيد مي‎كنند. بنابراين، در تدريس خوب محصل (يادگيرنده) فعال است نه تماشگر فعاليت‎هاي معلم.

2 ـ استفاده از روشهای آموزشی متعدد: چنانكه ملاحظه خواهيم كردیك روش ثابت و قطعي تدريس وجود ندارد بلكه روشها براثر عوامل موجود در محصل و درس تغيير مي‎يابند.

3 ـ انگيزش: تدريس خوب مستلزم اين است كه موضوع درس را به رغبتها و نيازهاي محصلان ارتباط دهد. معلم بايد از رغبتها، مسائل و مقاصد معلوم دانش‎آموزان آغاز كند و به ماورای اين خواسته‎های فوری يعني به مقاصد مهمتر و ارزشمندتر برود.

4 ـ برنامه درسی و فعاليت متعادل: در بحث از برنامه درسي ديديم كه هر برنامه درسي معمولاً دو منظور را دنبال مي‎كند:

الف) ارضای نيازهای شخصی و آنی دانش‎آموزان

ب) محصلان را اعضای سودمند و مؤثر جامعه بارآوردن، در فعاليت‎های روزانه آموزشی بايد بين آن دو اختلاط و تعادل ايجاد شود.

5 ـ رعايت تفاوت‎های فردی: آموزش خوب تفاوتهای فردی را دقيقاً مي‎شناسد و فعاليت‎های خود را شناخت اين تفاوتها مبتنی و منطبق مي‎كند.

6 ـ طرح ريزی درس: تدريس خوب بدون تهيه طرح درس (روزانه، جلسه‎ای، هفتگی، ماهانه، ترمی، سالانه) غير ممكن است. و طرح ريزی درس مطلوب دو خاصيت مهم دارد:

الف) مرتبط بودن اجزای درس به همديگر و به دروس قبلی و بعدی،

ب) انعطاف پذيري.

7 ـ توانايی راهنمايی همه‎جانبه محصلان: تدريس خوب در واقع يك نوع راهنمايی خوب است و راهنمايی بسيار مفيدتر از ديكته‎كردن است، و اين راهنمايی ممكن است در اين موارد انجام گيرد: كشف و استفاه از منابع، ابزار و وسايل كار، كاربرد وسايل، حل مسائل و روشها.

8 ـ تشويق: تشويق و تقويت رفتار مطلوب محصلان يكي ديگر از اصول تدريس خوب است به شرط اينكه بر اصول و قانون‎های رفتار مبتنی باشد. گاهي ممكن است تشويق به صورت كمك مداوم به محصلان انجام گيرد در :

الف) ارزيابی پيشرفت خود

ب) انتقاد سازنده و اميدوار كننده.

9 ـ تدريس درماني (remedial) : تدريس يا آموزش خوب هم تشخيصی است و هم درمانی  يعني تشخيص اشتباهات و ضعف‎های درسي خاص و كمك به درمان آنها .

10 ـ ايجاد محيط دموكراتيك: انسان دموكراسی يا‌آزاد انديشی را با زندگي در آن ياد مي‎گيرد و در چنين محيط است كه افراد مسئوليت‎های خود را مي‎فهمند و مي‎پذيرند. تدريس خوب به ايجاد چنين محيطي كمك مي‎كند.

11 ـ تحريك (stimulation): هر محصل را می‎توان در محدوده توانايی‎هايش تحريك كرد كه بيشتر تلاش كند. و تحريك در صورتي انجام مي‎گيرد كه :

1) موضوع برای همه محصلان معنادار باشد.

2) آمادگی لازم را داشته باشند.

3 ـ ميل كنجكاوی ايشان بيدار شود.

4 ـ به استعداد و مهارت‎های محصلان اعتماد شود.

5 ـ كوشش خلاق تشويق شود.

12 ـ وحدت بين تجارب يا آموخته‎ها: قبلاً گفتيم يادگيری و تجربه تازه وقتی بيشتر معني‎دار خواهد شد كه برآموخته‎هاياجارب قبلي مبتني باشد. به بيان ديگر، يادگيری متضمن نوسازی يا تنظيم مجدد تجربه قبلی و تكميل توحيد تجربه آموخته جديد با تجارب قبلي است.

13 ـ ارتباط معلومات با يكديگر و با اوضاع زندگی : در تدريس خوب محصلان مي‎توانند رابطه بين دروس يا فعاليت‎هاي درسي و زندگي را دريابند.

14 ـ استقلال يابی محصلان: آموزش خوب بتدريج محصلان را به سوی استقلال از معلم سوق مي‎دهد.

15 ـ خودداری از اجبار محصل به تقليد: تدريس خوب، ‌چنانكه گفتيم، راهنماست نه فرمانده.

16 ـ تحريك به تفكر و تعبير افكار با كلام (گفتاري و نوشتاري) با مواجه ساختن محصلان با مسأله

17 ـ اجتناب از يك نواختي در صوت و حركت .

18 ـ رعايت تدريج از : الف) معلوم به مجهول، ب) آسان و ساده به دشوار و پيچيده، پ) محسوس و معقول و ت) عملي به نظري.


منبع: http://gradeseconde.blogfa.com/